درباره نویسنده

با سلام و احترام؛

اکنون که برای شما می‌نویسم، هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم که روزی به عنوان نویسنده در مسیر زندگی پر از فراز و نشیبم قرار گیرم و به چشمه بی‌پایان کلمات، متصل شوم و بهترین و زیباترین لحظات زندگیم زمان‌هایی باشد که ایده‌ای به شکل جرقه در ذهنم روشن می‌شود و شعله‌های کوچکش تا جایی جان می‌گیرند که مجال جاری شدن بر روی کاغذ پیدا می‌کنند و زبانه‌های آن برای مدتی بدون اینکه به چاپ شدن آن فکر کنم، وجودم را فرا می‌گیرد و تبدیل به تک تک کلمات، جملات و شخصیت‌های کتاب می‌شوم و آنقدر به وجودشان خو می‌گیرم که زندگی پس از آنها تغییر می‌کند.

وقتی ایده‌ای در ذهنم شکل می‌گیرد به هر شکلی خودش را به دنیای واقعی دعوت می‌کند و من با مهارت بالا در کشاندن ایده‌های عرفانی و اسطوره‌ای به قلمروهای واقعی، به خوبی از عهده کارگردانی آن تصاویر ذهنی برمی‌آیم و با جرأت، رویاهای بزرگ را خلق می‌کنم.

متفاوت بودن، ذات داستان‌ها، تمثیل‌ها و نگاهم به دنیای اطراف است و دروازه‌ی ورود آنها به دنیایی ملموس را انتقال از طریق کلمات یافتم، حال آنکه در کودکی و دوران تحصیلی از دبستان تا دبیرستان، علوم دیگر اهمیت بیشتری از نوشتن در زنگ انشا داشت. در دروس جغرافی پیشقدم برای کنفرانس بودم و رشته تحصیلی اقتصاد و دروس مربوطه، منطق، فلسفه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود؛ هر چند در ادبیات فارسی نمرات عالی داشتم ولی انتخابم نبود!

امروز که به تفکرات و اندیشه‌های آن دوران فکر می‌کنم به نتایج جالبی رسیدیم. در واقع همه دروس و آموزشها از مقطع دبستان تا وقتی که برای علوم ماوراء الطبیعی به کشور هند سفر کردم و با اساتید بزرگ دوره‌های درمانگری در ریکی، پرانا و شمنیزم تا مدارک بسیار در تربیت بدنی در رشته ایروبیک، بدنسازی و بعد کشاندن تکنیک‌های درمانی به این دو رشته و بردن آن در آب به شکل آکوآ فیتنس که با استقبال عظیم بانوان در تهران قرار گرفت و شاهد درمان دردهای فیزیکی و ذهنی آنها بودم، پیش نیاز این فصل زندگیم بود.

تا پیش از نوشتن اولین کتابم، در رشته IT و اجرای نصب دوربین مداربسته، UPS برق اضطراری، شبکه کامپیوتر، پروژه‌های بسیار عالی و رزومه شرکت‌های بزرگ، کارخانه‌ها و مراکز مهم را به عهده داشتم و در دفتر کارم، تنها فکر و مشغله من، سازماندهی و مدیریت کامل بر روی اجرا و ارائه کارم به صورت عالی بود.

ولی با شناخت بیشتر و بهتر و خودشناسی، منجر به تغییرات بسیار بزرگ‌تر شد و از آنجا که یکی از خصایصم پیشرو بودن است، پس از رسیدن به پایان هر تجربه و راه، متوقف نشدم و مسیر جدید را که تا امروز پیش گرفته‌ام، هر روز نامحدود و جذاب‌تر می‌شود.

در طول زندگی به تدریج متوجه شدم که هر انسانی توان برخاستن و پیش رفتن از میان حوادث ناگوار و بیرون آمدن از جهنمی که حداقل هر انسانی یکبار آن را در زندگیش تجربه می‌کند را ندارد و این رسالت من بود تا از رموز و تجربه‌های خودم که هر روز مرا شادتر، موفق‌تر و امیدوارتر می‌کند را با انسانهای دیگر هم در میان گذارم تا راه خوشبختی و سعادت را پیدا کنند تا از روزهای سخت برخیزند و آرامش به قلبشان برگردد.

رسالت مهم زندگی‌ام را از سال 1394 آغاز کردم. ابتدا در حوزه روانشناسی دو کتاب نوشتم ولی از آنجایی که مخاطبین بسیاری در اطراف خود دیدم در سومین کتاب روانشناسی سیر کتاب را از بایدها و نبایدها خارج کرده و گام به زندگی و سرگذشت چهار بانوی قدرتمند و رنج کشیده گذاشتم و از تجربیات آنها داستانک‌های بسیار آموزنده نوشتم و بدین گونه ورق در کتاب چهارم به کلی زیر و رو شد و همزمان با سفرم به کشور هندوستان، رمان بسیار زیبا از حال و هوای عاشقانه‌ی آن سرزمین بر قلم جاری شد.

هر چه بیشتر سفر می‌کردم، داستان‌ها هم بیشتر می‌شد و با چنان اشتیاقی می‌نوشتم که توانستم رمان بعدی و پنجمین کتاب را در کمتر از دو ماه بنویسم. سپس به کتاب دوم برگشتم و آن را به کلی به روز کردم و مصاحبه‌ها فراتر از مرزهای ایران رفت و توانستم نظرات بسیار جامع در خصوص مطالب کتاب بنویسم و با عنوانی زیباتر چاپ شد.

هر روز که می‌گذرد، این مسیر روح و جانم را سیراب می‌کند و  با شنیدن پیام‌های پرمهر خوانندگان عزیزم، شوق ماندن و ادامه دادن ماموریت و هدیه الهی‌ام هر روز برایم زیباتر، عمیق‌تر و جان‌بخش‌تر می‌شود.

میترا زارع

نویسنده

دوستدار و ارادتمند شما
میترا زارع

مشخصات فردی(ضروری)
مشخصات خود را دو فیلد پایین وارد نمایید.
آدرس ایمیل خود را در کارد پایین وارد نمایید.